خواندن دفتر ۴ بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد بیت ۷۶۶

M4:766 — چونک گفت من گرفتت در گلو / من خمش کردم تو آن خود بگو

چونک گفت من گرفتت در گلومن خمش کردم تو آن خود بگو
✦ ارائه این بیت به your language

M4:766

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.