خواندن› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۵۴
M5:1354 — رو ترش کردی و جاروبی به کف / چیست آن خر برگسسته از علف
M5:1354
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خاتون با طعنه به کنیزک میگوید: تو با صورت عبوس و جارو به دست، تظاهر به کار کردن میکنی، اما آن خرِ هیجانزده که از خوردن باز ایستاده، دروغ تو را فاش میکند.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان است که در آن، خاتون (بانوی خانه) مچ کنیزک خود را میگیرد. کنیزک که مشغول اعمال شهوانی با خر بوده، با ورود ناگهانی خاتون، سراسیمه صحنهسازی میکند. او چهرهای ترش و خسته به خود میگیرد و جارویی به دست میگیرد تا وانمود کند مشغول نظافت بوده است.
اما خاتون که از پنجره، خرِ برانگیخته را دیده، فریب این نمایش را نمیخورد. او زیر لب و با کنایهای تلخ به کنیزک میگوید: «ظاهر خود را آراستهای، اما حقیقتِ ماجرا آنجاست؛ آن حیوان که از غریزهی اصلیاش (خوردن علف) دست کشیده و بیتاب است، نشان میدهد که در این خانه خبر دیگری بوده است.»
این بیت تقابل میان «ظاهرِ ریاکارانه» (چهرهی ترش و جارو) و «باطنِ آشکار» (خرِ منتظر) را به تصویر میکشد. مولانا نشان میدهد که چگونه امیال و حقایق درونی، حتی اگر تلاش کنیم پنهانشان کنیم، خود را از گوشهای دیگر نمایان میسازند. کنایهی خاتون در واقع به این معناست که «میتوانم حقیقت را پشت نقاب تو ببینم».
- برگسستن
- دست کشیدن، رها کردن، جدا شدن
- رو ترش کردن
- چهره در هم کشیدن، اخم کردن، خود را ناراحت نشان دادن
- به کف
- در دست
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.