خواندن› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۸۳
M5:1383 — هم بر آن کرسی که دید او از کنیز / تا رسد در کام خود آن قحبه نیز
M5:1383
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
خاتون بر همان صندلی مخصوصی که دیده بود کنیز از آن استفاده میکند قرار گرفت تا او نیز بتواند به خواسته و شهوت خود دست یابد.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان را به تصویر میکشد. خاتون که از روی کنجکاوی و شهوت، رابطهٔ پنهانی کنیز خود با خر را تماشا کرده، اکنون تصمیم گرفته است که خود آن عمل را تکرار کند. او با دقت تمام جزئیات ظاهری را تقلید میکند و بر همان «کرسی» یا تختی که ابزار کار کنیز بود، قرار میگیرد.
نکتهٔ مهم در این بیت، تأکید مولوی بر تقلید کورکورانه و ناقص است. خاتون فقط ظاهر ماجرا را دیده است (استفاده از کرسی) اما از «دقیقه» یا نکتهٔ ظریف و حیاتی آن، یعنی استفاده از کدو برای کنترل آلت خر، بیخبر است. این جهل به باطن و اکتفا به ظاهر، او را مستقیم به سوی هلاکت میبرد. مولوی با استفاده از واژهٔ تند «قحبه»، شدت سقوط اخلاقی خاتون و تسلط شهوت حیوانی بر او را نشان میدهد. این داستان در کل، هشداری است دربارهٔ پیروی از نفس امّاره و خطرات فهم سطحی و ناقص که به جای کامیابی، به نابودی میانجامد.
- کرسی
- در اینجا به معنی تخت، چهارپایه یا وسیلهای که برای انجام عمل به کار میرفت.
- کام
- آرزو، میل، خواستهٔ دل، شهوت.
- قحبه
- فاحشه، زن بدکاره. واژهای توهینآمیز برای تحقیر.
- نیز
- هم، همچنین.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.