خواندن دفتر ۵ بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند بیت ۳۱۹۰

M5:3190 — تا کنی مر غیر را حبر و سنی / خویش را بدخو و خالی می‌کنی

تا کنی مر غیر را حبر و سنیخویش را بدخو و خالی می‌کنی
✦ ارائه این بیت به your language

M5:3190

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 18 — [55:03:00] بلبل از فیض گل آموخت سخن

درسته؟ بلبل در اثر عاشقی نسبت به گل نطقش باز شده. خیلی این مهمه. نطق آدمی رو باز می‌کنه و حرف یاد آدم می‌ده. چشمش رو بینا می‌کنه. فوق‌العاده مهم است این. خب این مولوی رو ما می‌شناسیم قبل از دیدار با شمس. حداکثر یه فیه ما فیه چیزی می‌گفت. ببینید بعد از اون دیدار و اون عاشقی نطقش چه جوری باز شده. نسخه‌ش چه جوری باز شده. خود مولوی ملامت می‌کنه معلمینی رو که می‌گه با شاگرداشون یه شب فاصله دارن. امشب مطالعه می‌کنه، فردا دو تا کلام بیشتر بلده از شاگردا. همونم یاد اونا می‌ده، دوباره خالی می‌شه. دوباره شب بعد بیاد بشینه، دوباره یه چهار تا صفحه کتاب دیگه بخونه، پس‌فردا بره. می‌گه:

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.