خواندن دفتر ۵ بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد بیت ۳۴۳۳

M5:3433 — بود امیری خوش دلی می‌باره‌ای / کهف هر مخمور و هر بیچاره‌ای

بود امیری خوش دلی می‌باره‌ایکهف هر مخمور و هر بیچاره‌ای
✦ ارائه این بیت به your language

M5:3433

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.