خواندن› دفتر ۵› بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد› بیت ۳۴۵۲
M5:3452 — استخوانها رفته جمله جان شده / تخت و تخته آن زمان یکسان شده
استخوانها رفته جمله جان شدهتخت و تخته آن زمان یکسان شده
✦ ارائه این بیت به your language
M5:3452
❋ ❋ ❋
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
❋
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.