دیوان شمس غزل ۱۰۴۹ بیت ۷ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

  1. می‌گوید چشم او به تسخر خوش می‌گویی بگو دگربار

G1049:7

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 صد بار بگفتمت نگهدار·در خشم و ستیزه پا میفشار
  2. 2 بر چنگ وفا و مهربانی·گر زخمه زنی بزن به هنجار
  3. 3 دانی تو یقین و چون ندانی·کز زخمه سخت بسکلد یار
  4. 4 می‌بخش و مخسب کاین نه نیکوست·ما خفته خراب و فتنه بیدار
  5. 5 می‌گویم و می‌کنم نصیحت·من خشک دماغ و گفت و تکرار
  6. 6 می‌خندد بر نصیحت من·آن چشم خمار یار خمار
  7. 7 می‌گوید چشم او به تسخر·خوش می‌گویی بگو دگربار
  8. 8 از تو بترم اگر ننوشم·پوشیده نصیحت تو طرار
  9. 9 استیزه گرست و لاابالیست·کی عشوه خورد حریف خون خوار
  10. 10 خامش کن و از دیش مترسان·کز باغ خداست این سمن زار
  11. 11 خاموش که بی‌بهار سبزست·بی‌سبلت مهر جان و آذار

ganjoor: sh1049 · public domain