دیوان شمس› غزل ۱۳۰۲› بیت ۴ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۳۰۲
- گر چه درازگردنند، تا سر کوه کی رسند؟ ور چه که عفعفی کنند، غم نخوریم ما ز عف
G1302:4
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرف·چون شتران رو به رو، پوز نهاده در علف
- 2 هر طرفی همی رسد، مست و خراب جوق جوق·چون شتران مستلب، سست فکنده، کرده کف
- 3 خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی ما·زآنک به وادی اندرند، ما سر کوه بر شرف
- 4 گر چه درازگردنند، تا سر کوه کی رسند؟·ور چه که عفعفی کنند، غم نخوریم ما ز عف
- 5 بحر اگر شود جهان، کشتی نوح اندریم·کشتی نوح کی بوَد، سخرهٔ آفت و تلف؟
- 6 جمله جهانپرست غم، در پیِ منصب و درم·ما خوش و نوش و محترم، مست خرف در این کنف
- 7 کان زمردیم ما، آفت چشم مار غم·آنک اسیر غم بود، حصه اوست وا اَسَف
- 8 مطرب عارفان بیا، مست شدند عارفان·زود بگو رباعیی، پیش درآ، بگیر دف
- 9 باد به بیشه درفکن، بر سر هر درخت زن·تا که شوند سرفشان، شاخ درخت صف به صف
- 10 ابله اگر زنخ زند، تو ره عشق گم مکن·عشق، حیاتِ جان بوَد، مرده بوَد دگر حرف
- 11 چون غزلی به سر بری، مدحت شمس دین بگو·از تبریز یاد کن، کوری خصم ناخلف
ganjoor: sh1302 · public domain