دیوان شمس غزل ۱۵۲۸ بیت ۵ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۲۸

  1. عدم را و کرم را چون شکستی جهان را و نهان را درنوردیم

G1528:5

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 به پیش باد تو ما همچو گردیم·بدان سو که تو گردی چون نگردیم
  2. 2 ز نور نوبهارت سبز و گرمیم·ز تأثیر خزانت سرد و زردیم
  3. 3 ز عکس حلم تو تسلیم باشیم·ز عکس خشم تو اندر نبردیم
  4. 4 عدم را برگماری جمله هیچیم·کرم را برفزایی جمله مردیم
  5. 5 عدم را و کرم را چون شکستی·جهان را و نهان را درنوردیم
  6. 6 چو دیدیم آنچ از عالم فزون است·دو عالم را شکستیم و بخوردیم
  7. 7 به چشم عاشقان جان و جهانیم·به چشم فاسقان مرگیم و دردیم
  8. 8 زمستان و تموز از ما جدا شد·نه گرمیم ای حریفان و نه سردیم
  9. 9 زمستان و تموز احوال جسم است·نه جسمیم این زمان ما روح فردیم
  10. 10 چو نطع عشق خود ما را نمودی·به مهره مهر تو کاستاد نردیم
  11. 11 چو گفتی بس بود خاموش کردیم·اگر چه بلبل گلزار و وردیم

ganjoor: sh1528 · public domain