دیوان شمس› غزل ۱۹۹۵› بیت ۵ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۹۵
- گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرا بو گرفتهست دل و جان من از عنبرشان
G1995:5
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان·اینک آن پردگیانی که خرد چادرشان
- 2 همچو اندیشه به هر سینه بود مسکنشان·همچو خورشید به هر خانه فتد لشکرشان
- 3 نظر اولشان زنده کند عالم را·در نظر هیچ نگنجد نظر دیگرشان
- 4 ای بسا شب که من از آتششان همچو سپند·بودهام نعره زنان رقص کنان بر درشان
- 5 گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرا·بو گرفتهست دل و جان من از عنبرشان
- 6 ور تو بس خشک دماغی به تو بو می نرسد·سر بنه تا برسد بر تو دماغ ترشان
- 7 خود چه باشد تر و خشک حیوانی و نبات·مه نبات و حیوان و مه زمین مادرشان
- 8 همه عالم به یکی قطره دریا غرقند·چه قدر خورد تواند مگس از شکرشان
ganjoor: sh1995 · public domain