دیوان شمس› غزل ۲۱۱۵› بیت ۵ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۱۵
- گر نزند او در من درد من ور نکند یاد من او وای من
G2115:5
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 بازرسید آن بت زیبای من·خرمی این دم و فردای من
- 2 در نظرش روشنی چشم من·در رخ او باغ و تماشای من
- 3 عاقبت امر به گوشش رسید·بانگ من و نعره و هیهای من
- 4 بر در من کیست که در میزند·جان و جهان است و تمنای من
- 5 گر نزند او در من درد من·ور نکند یاد من او وای من
- 6 دور مکن سایه خود از سرم·باز مکن سلسله از پای من
- 7 در چه خیالی هله ای روترش·رو بر حلوایی و حلوای من
- 8 هم بخور و هم کف حلوا بیار·تا که بیفزاید صفرای من
- 9 ریش تو را سخت گرفتهست غم·چیست زبونی تو بابای من
- 10 در زنخش کوب دو سه مشت سخت·ای نر و نرزاده و مولای من
- 11 مشک بدرید و بینداخت دلو·غرقه آب آمد سقای من
- 12 بانگ زدم کای کر سقا بیا·رفت و بنشنید علالای من
- 13 آن من است او و به هر جا رود·عاقبت آید سوی صحرای من
- 14 جوشش دریای معلق مگر·از لمع گوهر گویای من
- 15 گوید دریا که ز کشتی بجه·دررو در آب مصفای من
- 16 قطره به دریا چو رود دُر شود·قطره شود بحر به دریای من
- 17 تَرک غزل گیر و نگر در ازل·کز ازل آمد غم و سودای من
ganjoor: sh2115 · public domain