دیوان شمس› غزل ۲۱۱۸› بیت ۳ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۱۸
- زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین
G2118:3
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین·بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
- 2 میش هر دم همیگوید که آب خضر را درکش·رخش هر لحظه میگوید که گلزار مخلد بین
- 3 زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون·لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین
- 4 ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین·هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین
- 5 شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا·کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین
- 6 فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا·و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین
- 7 همیگوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی·که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین
- 8 سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار·وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین
- 9 چو میگوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت·که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین
- 10 سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری·و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین
ganjoor: sh2118 · public domain