دیوان شمس› غزل ۲۱۵۶› بیت ۶ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۵۶
- هر چه که در نظر بود بسته بود عمارتش آه که چنین خراب من از نظرم به جان تو
G2156:6
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو·وز می نو که دادهای جان نبرم به جان تو
- 2 زخم گران همیکشم زخم بزن که من خوشم·گرچه درون آتشم جمله زرم به جان تو
- 3 هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد·گرچه ز پا درآمدم جان سرم به جان تو
- 4 شکل طبیب عشق تو آمد و داد شربتی·خوردم از آن و هر نفس من بترم به جان تو
- 5 نور دو چشم و نور مه چون برسد یکی شود·تو چو مهی به جان من من بصرم به جان تو
- 6 هر چه که در نظر بود بسته بود عمارتش·آه که چنین خراب من از نظرم به جان تو
- 7 در تبریز شمس دین هست بلندتر شجر·شاد و به برگ و با نوا زان شجرم به جان تو
ganjoor: sh2156 · public domain