دیوان شمس غزل ۲۱۹ بیت ۸ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۹

  1. چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خویش رسد نسیم بهارم چه خوش بود به خدا

G219:8

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا·چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا
  2. 2 چو شیر پنجه نهد بر شکسته‌آهوی خویش·که: ای عزیز شکارم، چه خوش بود به خدا
  3. 3 گریزپای رهش را کشان‌کشان ببرند·بر آسمان چهارم چه خوش بود به خدا
  4. 4 بدان دو نرگس مستش عظیم مخمورم·چو بشکنند خمارم چه خوش بود به خدا
  5. 5 چو جانِ زارِ بلادیده با خدا گوید·که: جز تو هیچ ندارم، چه خوش بود به خدا
  6. 6 جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این·به هیچ‌کس نگذارم چه خوش بود به خدا
  7. 7 شب وصال بیاید شبم چو روز شود·که روز و شب نشمارم چه خوش بود به خدا
  8. 8 چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خویش·رسد نسیم بهارم چه خوش بود به خدا
  9. 9 بیابم آن شکرستان بی‌نهایت را·که برد صبر و قرارم چه خوش بود به خدا
  10. 10 امانتی که به نُه چرخ درنمی‌گنجد·به مستحق بسپارم چه خوش بود به خدا
  11. 11 خراب و مست شوم در کمال بی‌خویشی·نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به خدا
  12. 12 به گفت هیچ نیایم چو پُر بود دهنم·سر حدیث نخارم چه خوش بود به خدا

ganjoor: sh219 · public domain