دیوان شمس› غزل ۲۲۹› بیت ۹ → پیشین
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۹
- بگیر و پاره کن این شعر را چو شعر کهن که فارغست معانی ز حرف و باد و هوا
G229:9
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا·چو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو را
- 2 شراب آن گل است و خمار حصه خار·شناسد او همه را و سزا دهد به سزا
- 3 شکر ز بهر دل تو ترش نخواهد شد·که هست جا و مقام شکر دل حلوا
- 4 تو را چو نوحه گری داد نوحهای میکن·مرا چو مطرب خود کرد دردمم سرنا
- 5 شکر شکر چو بخندد به روی من دلدار·به روی او نگرم وارهم ز رو و ریا
- 6 اگر بدست ترش شکری تو از من نیز·طمع کن ای ترش ار نه محال را مفزا
- 7 وگر گریست به عالم گلی که تا من نیز·بگریم و بکنم نوحهای چو آن گلها
- 8 حقم نداد غمی جز که قافیه طلبی·ز بهر شعر و از آن هم خلاص داد مرا
- 9 بگیر و پاره کن این شعر را چو شعر کهن·که فارغست معانی ز حرف و باد و هوا
ganjoor: sh229 · public domain