دیوان شمس غزل ۲۳۹ بیت ۱۱ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹

  1. از این داستان بگذر از من مپرس که درهم شکسته‌ست دستان ما

G239:11

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 کرانی ندارد بیابان ما·قراری ندارد دل و جان ما
  2. 2 جهان در جهان نقش و صورت گرفت·کدامست از این نقش‌ها آن ما
  3. 3 چو در ره ببینی بریده سری·که غلطان رود سوی میدان ما
  4. 4 از او پرس از او پرس اسرار ما·کز او بشنوی سر پنهان ما
  5. 5 چه بودی که یک گوش پیدا شدی·حریف زبان‌های مرغان ما
  6. 6 چه بودی که یک مرغ پران شدی·برو طوق سر سلیمان ما
  7. 7 چه گویم چه دانم که این داستان·فزونست از حد و امکان ما
  8. 8 چگونه زنم دم که هر دم به دم·پریشان‌ترست این پریشان ما
  9. 9 چه کبکان و بازان ستان می‌پرند·میان هوای کهستان ما
  10. 10 میان هوایی که هفتم هواست·که بر اوج آنست ایوان ما
  11. 11 از این داستان بگذر از من مپرس·که درهم شکسته‌ست دستان ما
  12. 12 صلاح الحق و دین نماید تو را·جمال شهنشاه و سلطان ما

ganjoor: sh239 · public domain