دیوان شمس غزل ۲۵۷۶ بیت ۲ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۷۶

  1. در جنت و در دوزخ پرسان تواند ای جان کای جنت روحانی وی بحر صفا چونی

G2576:2

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی·ای معدن زیبایی وی کان وفا چونی
  2. 2 در جنت و در دوزخ پرسان تواند ای جان·کای جنت روحانی وی بحر صفا چونی
  3. 3 هر نور تو را گوید ای چشم و چراغ من·هر رنج تو را گوید کی دفع بلا چونی
  4. 4 ای خدمت تو کردن چون گلبشکر خوردن·زین خدمت پوسیده زین طال بقا چونی
  5. 5 در وقت جفا دل را صد تاج و کمر بخشی·در وقت جفا اینی تا وقت وفا چونی
  6. 6 ای موسی این دوران چونی تو ز فرعونان·وی شاه ید بیضا با اهل عمی چونی
  7. 7 گوید به تو هر گلشن هر نرگس و هر سوسن·کز زحمت و رنج ما ای باد صبا چونی
  8. 8 ای آب خضر چونی از گردش چرخ آخر·وی تاج همه جان‌ها دربند قبا چونی
  9. 9 ای جان عنادیده خامش که عنایت‌ها·پرسند تو را هر دم کز رنج و عنا چونی

ganjoor: sh2576 · public domain