دیوان شمس› غزل ۳۰۲۱› بیت ۲ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۲۱
- چشم ببند و بکن بار دگر رحمتی بشکن سوگند را گر به خدا خوردهای
G3021:2
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 شیردلا صد هزار شیردلی کردهای·در کرم از آفتاب نیز سبق بردهای
- 2 چشم ببند و بکن بار دگر رحمتی·بشکن سوگند را گر به خدا خوردهای
- 3 بنگر کاین دشمنان دستزنان گشتهاند·چونک در این خشم و جنگ پایِ خود افشردهای
- 4 میل تو با کیست جان!؟ تا بشوم خاک او·چاکر آن کس شوم کش به کس اشمردهای
- 5 ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن·جهد مبارک بوَد، از چه تو پژمردهای ؟
- 6 خیز برو پیش دوست روی بنه بر زمین·کای صنمِ چون شکر از چه بیازردهای ؟
- 7 خواجه جان شمس دین مفخر تبریزیان·این سرم از نخل تست زانک تو پروردهای
ganjoor: sh3021 · public domain