دیوان شمس› غزل ۳۱۶۵› بیت ۲ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۱۶۵
- دوش ز هجر تو جفا دیدهام ای که تو سلطان وفا بودهای
G3165:2
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 جان و جهان! دوش کجا بودهای؟·نی غلطم، در دل ما بودهای
- 2 دوش ز هجر تو جفا دیدهام·ای که تو سلطان وفا بودهای
- 3 آه که من دوش چه سان بودهام!·آه که تو دوش کرا بودهای!
- 4 رشک برم کاش قبا بودمی·چونک در آغوش قبا بودهای
- 5 زهره ندارم که بگویم ترا·« بی من بیچاره چرا بودهای؟! »
- 6 یار سبک روح! به وقت گریز·تیزتر از باد صبا بودهای
- 7 بیتو مرا رنج و بلا بند کرد·باش که تو بند بلا بودهای
- 8 رنگ رخ خوب تو آخر گواست·در حرم لطف خدا بودهای
- 9 رنگ تو داری، که ز رنگ جهان·پاکی، و همرنگ بقا بودهای
- 10 آینه ای، رنگ تو عکس کسیست·تو ز همه رنگ جدا بودهای
ganjoor: sh3165 · public domain