دیوان شمس› غزل ۳۲۲› بیت ۴ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۲۲
- آمدهام که بوسهای از صنمی ربودهای بازبده به خوشدلی خواجه که واسِتانمت
G322:4
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت·بیدل و بیخودت کنم در دل و جان نشانمت
- 2 آمدهام بهارِ خوش پیشِ تو ای درخت گل·تا که کنار گیرمت، خوش خوش و میفشانمت
- 3 آمدهام که تا تو را جلوه دَهَم در این سرا·همچو دعای عاشقان فوقِ فلک رسانمت
- 4 آمدهام که بوسهای از صنمی ربودهای·بازبده به خوشدلی خواجه که واسِتانمت
- 5 گل چه بُوَد که کُل تویی ناطقِ امرِ قُل تویی·گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت
- 6 جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی·فاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت
- 7 صیدِ منی شکارِ من گرچه ز دام جَستهای·جانبِ دام باز رو وَر نروی بِرانمت
- 8 شیر بگفت مَر مَرا نادره آهوی برو·در پی من چه میدوی تیز که بردَرانمت
- 9 زخم پذیر و پیش رو چون سپرِ شجاعتی·گوش به غیر زِه مَده تا چو کمان خَمانمت
- 10 از حدِ خاک تا بشر چند هزار منزلست·شهر به شهر بُردمت بر سَرِ ره نمانمت
- 11 هیچ مگو و کف مکن سَر مگشای دیگ را·نیک بجوش و صبر کن زانکِ همی پزانمت
- 12 نی که تو شیرزادهای در تَنِ آهوی نهان·من ز حجاب آهوی یک رَهه بگذرانمت
- 13 گوی منی و میدوی در چوگانِ حکمِ من·در پی تو همی دَوَم گرچه که میدوانمت
ganjoor: sh322 · public domain