دیوان شمس غزل ۴۳۹ بیت ۳ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۳۹

  1. عاشق به شب بمردی والله که جان نبردی الا خیال خوبت شب می‌کند عیادت

G439:3

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت·افغان که گشت بی‌گه ترسم ز خیربادت
  2. 2 گویی مرا شبت خوش خوش کی به دست آتش·آتش بود فراقت حقا و زان زیادت
  3. 3 عاشق به شب بمردی والله که جان نبردی·الا خیال خوبت شب می‌کند عیادت
  4. 4 در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتی·منکر مشو مگو کی دانم که هست یادت
  5. 5 راز تو را بخوردم شب را گواه کردم·شب از سیاه‌کاری پنهان کند عبادت

ganjoor: sh439 · public domain