دیوان شمس غزل ۴۴۴ بیت ۴ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۴۴

  1. امروز غیر توبه نبینی شکسته‌ای امروز زلف دوست بود کان مشوش است

G444:4

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 ساقی بیار باده که ایام بس خوشست·امروز روز باده و خرگاه و آتش است
  2. 2 ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف·مجلس چو چرخ روشن و دلدار، مَهوش‌است
  3. 3 بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست·درکش شراب لعل که غم در کشاکش است
  4. 4 امروز غیر توبه نبینی شکسته‌ای·امروز زلف دوست بود کان مشوش است
  5. 5 هفتاد بار توبه کند شب رسول حق·توبه شکن حق است که توبه مخمش است
  6. 6 آن صورت نهان که جهان در هوای او است·بر آب و گل به قدرت یزدان منقش است
  7. 7 امروز جان بیابد هر جا که مرده‌ای است·چشمی دگر گشاید چشمی که اعمش است
  8. 8 شاخی که خشک نیست ز آتش مسلم است·از تیر غم ندارد سغری که ترکش است
  9. 9 در عاشقی نگر که رخش بوسه گاه او است·منگر بدانک زرد و ضعیف و مکرمش است
  10. 10 بس تن اسیر خاک و دلش بر فلک امیر·بس دانه زیر خاک درختش منعش است
  11. 11 در خاک کی بود که دلش گنج گوهر است·دلتنگ کی بود که دلارام در کش است
  12. 12 ای مرده شوی من زنخم را ببند سخت·زیرا که بی‌دهان دل و جانم شکرچش است
  13. 13 خامش زنخ مزن که تو را مرده شوی نیست·ذات تو را مقام نه پنج است و نی شش است

ganjoor: sh444 · public domain