دیوان شمس› غزل ۵۷۲ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · G572 · ۷ بیت
غزل شمارهٔ ۵۷۲
هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G572:1 ورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانندز زخم تیغ فردیت، همه جانند و بیجانند
- G572:2 تو از نقصان و از بیشی، نگویی چند اندیشی؟درآ در دین بیخویشی که بس بیخویش خویشانند
- G572:3 چه دریاها که مینوشند، چو دریاها همی جوشنداگر چه خود که خاموشند، دانایَند و میدانند
- G572:4 در آن دریای پر مرجان، یکی قومند همچون جانورای گنبد گردان، بُراقِ جان همی رانند
- G572:5 ایا درویش باتمکین! سبکدل گرد، زوتر هینمیان بزمِ مردان شین، که ایشان جمله رندانند
- G572:6 ملوکانند درویشان، ز مستی جمله بیخویشاناگر چه خاکیند ایشان ولیکن شاه و سلطانند
- G572:7 ز گنج عشق زر ریزند، غلام شمس تبریزندو کان لعل و یاقوتند و در کان جان ارکانند
ganjoor: sh572 · public domain