دیوان شمس غزل ۵۸۸ بیت ۵ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۵۸۸

  1. پیاپی فتنه انگیزی ز فتنه بازنگریزی ولیک این بار دانستم که یار من عیار آمد

G588:5

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد·اگر تلبیس نو دارد همانست او که پار آمد
  2. 2 ز رندان کیست این کاره که پیش شاه خون خواره·میان بندد دگرباره که اینک وقت کار آمد
  3. 3 بیا ساقی سبک دستم که من باری میان بستم·به جان تو که تا هستم مرا عشق اختیار آمد
  4. 4 چو گلزار تو را دیدم چو خار و گل بروییدم·چو خارم سوخت در عشقت گلم بر تو نثار آمد
  5. 5 پیاپی فتنه انگیزی ز فتنه بازنگریزی·ولیک این بار دانستم که یار من عیار آمد
  6. 6 اگر بر رو زند یارم رخی دیگر به پیش آرم·ازیرا رنگ رخسارم ز دستش آبدار آمد
  7. 7 توی شاها و دیرینه مقام تست این سینه·نمی‌گویی کجا بودی که جان بی‌تو نزار آمد
  8. 8 شهم گوید در این دشتم تو پنداری که گم گشتم·نمی‌دانی که صبر من غلاف ذوالفقار آمد
  9. 9 مرا برّید و خون آمد غزل پرخون برون آمد·برید از من صلاح الدین به سوی آن دیار آمد

ganjoor: sh588 · public domain