دیوان شمس غزل ۶۶۵ بیت ۷ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۶۵

  1. خیالی خوش دهد دل زان بنازد خیالی زشت آرد دل بتندد

G665:7

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 خنک جانی که او یاری پسندد·کز او دوریش خود صورت نبندد
  2. 2 تو باشی خنده و یار تو شادی·که بی‌شادی دهان کس نخندد
  3. 3 تو باشی سجده و یار تو تعظیم·که بی‌تعظیم هرگز سر نخنبد
  4. 4 تو باشی چون صدا و یار غارت·چو آوازی به نزد کوه و گنبد
  5. 5 تو آدینه بوی او وقت خطبه·نه ز آدینه جدا چون روز شنبد
  6. 6 نگر آخر دمی در نحن اقرب·نظر را تا نجنباند نجنبد
  7. 7 خیالی خوش دهد دل زان بنازد·خیالی زشت آرد دل بتندد
  8. 8 بر او مسخره آمد دل و جان·گه از صله گه از سیلیش رندد
  9. 9 مزن سیلی چنانک گیج گردم·ز گیجی دور افتم ز اصل و مسند
  10. 10 خمش تا درس گوید آن زبانی·که لا باشد به پیشش صد مهند
  11. 11 اگر گویی تو نی را هی خمش کن·بگوید با لبش گو ای مؤید

ganjoor: sh665 · public domain