دیوان شمس غزل ۶۷۹ بیت ۵ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۶۷۹

  1. چو لب تر کرد او از جام عشقش بدان خشکی لب او از تری شد

G679:5

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 چو دیوم عاشق آن یک پری شد·ز دیو خویشتن یک سر بری شد
  2. 2 چو ناگاهان بدیدش همچو برقی·برون پرید عقلش را سری شد
  3. 3 در انگشت پری مُهر سلیمان·چو دید آن جان و دل در چاکری شد
  4. 4 چو سر چاکری عشق دریافت·فراز هفت چرخ مهتری شد
  5. 5 چو لب تر کرد او از جام عشقش·بدان خشکی لب او از تری شد
  6. 6 چو شد او مشتری عشق جنی·کمینه بندگانش مشتری شد
  7. 7 چو گاوی بود بی‌جان و زبان دیو·بداد جان و عشقش سامری شد
  8. 8 همه جور و جفا و محنت عشق·بر او شیرین چو مهر مادری شد
  9. 9 مگر درد فراق و جور هجران·که تاب آن نبودش زان بری شد
  10. 10 ز دست هجر او تا پیش مخدوم·که شمس‌الدین است بهر داوری شد
  11. 11 چو دیو آمد به پیشش خاک بوسید·از آتش با ملایک همپری شد
  12. 12 از آن مستی به تبریز است گردان·که از جانش هوای کافری شد

ganjoor: sh679 · public domain