دیوان شمس› غزل ۷۶۱› بیت ۳ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۶۱
- ز دو صد روضه رضوان ز دو صد چشمه حیوان دو هزاران گل خندان ز دل خار برآمد
G761:3
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد·چه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمد
- 2 ز رخ ماه خصالش ز لطیفی وصالش·همه را بخت فزون شد همه را کار برآمد
- 3 ز دو صد روضه رضوان ز دو صد چشمه حیوان·دو هزاران گل خندان ز دل خار برآمد
- 4 غم چون دزد که در دل همه شب دارد منزل·به کف شحنه وصلش به سر دار برآمد
- 5 ز پس ظلم رسیده همه امید بریده·مثل دولت تابان دل بیدار برآمد
- 6 تن و جان از پس پیری ز وصالش چه جوان شد·همه را بعد کسادی چه خریدار برآمد
- 7 چو صلاح دل و دین را همه دیدیت بگویید·که چه خورشید عجایب که ز اسرار برآمد
ganjoor: sh761 · public domain