دیوان شمس غزل ۸۲۰ بیت ۳ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۲۰

  1. با دم او می‌رود عین الحیات مرده جان یابد چو او تلقین کند

G820:3

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 هر چه آن خسرو کند شیرین کند·چون درخت تین که جمله تین کند
  2. 2 هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد·همچو شیر و شهدشان کابین کند
  3. 3 با دم او می‌رود عین الحیات·مرده جان یابد چو او تلقین کند
  4. 4 مرغ جان‌ها با قفس‌ها برپرند·چونک بنده پروری آیین کند
  5. 5 عالمی بخشد به هر بنده جدا·کیست کو اندر دو عالم این کند
  6. 6 گر به قعر چاه نام او بری·قعر چه را صدر علیین کند
  7. 7 من بر آنم که شکرریزی کنم·از شکر گر قسم من تعیین کند
  8. 8 کافری گر لاف عشق او زند·کفر او را جمله نور دین کند
  9. 9 خار عالم در ره عاشق نهاد·تا که جمله خار را نسرین کند
  10. 10 تو نمی‌دانی که هر که مرغ اوست·از سعادت بیضه‌ها زرین کند
  11. 11 بس کنم زین پس نهان گویم دعا·کی نهان ماند چو شه آمین کند

ganjoor: sh820 · public domain