دیوان شمس› غزل ۸۲۸› بیت ۸ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۲۸
- هر تن بیعشق کو جوید کله سر ندارد جملگی دستار شد
G828:8
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 هر که را اسرار عشق اظهار شد·رفت یاری زانک محو یار شد
- 2 شمع افروزان بنه در آفتاب·بنگرش چون محو آن انوار شد
- 3 نیست نور شمع هست آن نور شمع·هم نشد آثار و هم آثار شد
- 4 همچنان در نور روح این نار تن·هم نشد این نار و هم این نار شد
- 5 جوی جویانست و پویان سوی بحر·گم شود چون غرق دریابار شد
- 6 تا طلب جنبان بود مطلوب نیست·مطلب آمد آن طلب بیکار شد
- 7 پس طلب تا هست ناقص بد طلب·چون نماند آگهی سالار شد
- 8 هر تن بیعشق کو جوید کله·سر ندارد جملگی دستار شد
- 9 تا ببیند ناگهانی گلرخی·بر وی آن دستار و سر چون خار شد
- 10 همچو من شد در هوای شمس دین·آنک او را در سر این اسرار شد
ganjoor: sh828 · public domain