دیوان شمس غزل ۸۹۲ بیت ۱۰ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۹۲

  1. عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول دست بشو کز فلک مایده و خوان رسید

G892:10

به زبانِ شما

هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرح این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:

متن کامل غزل ↗

  1. 1 آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید·دست بدار از طعام مایده جان رسید
  2. 2 جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست·قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید
  3. 3 لشکر والعادیات دست به یغما نهاد·ز آتش والموریات نفس به افغان رسید
  4. 4 البقره راست بود موسی عمران نمود·مرده از او زنده شد چونک به قربان رسید
  5. 5 روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست·تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید
  6. 6 صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او·زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید
  7. 7 نفس چو محتاج شد روح به معراج شد·چون در زندان شکست جان بر جانان رسید
  8. 8 پرده ظلمت درید دل به فلک برپرید·چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید
  9. 9 زود از این چاه تن دست بزن در رسن·بر سر چاه آب گو یوسف کنعان رسید
  10. 10 عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول·دست بشو کز فلک مایده و خوان رسید
  11. 11 دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو·آن سخن و لقمه جو کان به خموشان رسید

ganjoor: sh892 · public domain