دیوان شمس› غزل ۹۰۰› بیت ۸ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۰۰
- چنان گریزد نامش چو قصد گفتن بیند که گفت نیز نتانی که آن فلان بگریزد
G900:8
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد·ولی مکش تو چو تیرش که از کمان بگریزد
- 2 چه نقشها که ببازد چه حیلهها که بسازد·به نقش حاضر باشد ز راه جان بگریزد
- 3 بر آسمانش بجویی چو مه ز آب بتابد·در آب چونک درآیی بر آسمان بگریزد
- 4 ز لامکانش بخوانی نشان دهد به مکانت·چو در مکانش بجویی به لامکان بگریزد
- 5 نه پیک تیزرو اندر وجود مرغ گمانست·یقین بدان که یقین وار از گمان بگریزد
- 6 از این و آن بگریزم ز ترس نی ز ملولی·که آن نگار لطیفم از این و آن بگریزد
- 7 گریزپای چو بادم ز عشق گل نه گلی که·ز بیم باد خزانی ز بوستان بگریزد
- 8 چنان گریزد نامش چو قصد گفتن بیند·که گفت نیز نتانی که آن فلان بگریزد
- 9 چنان گریزد از تو که گر نویسی نقشش·ز لوح نقش بپرد ز دل نشان بگریزد
ganjoor: sh900 · public domain