دیوان شمس› غزل ۹۱۳› بیت ۴ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۱۳
- به گوش هوش بگفتم به آب روی برو که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند
G913:4
به زبانِ شما
هنوز به زبان شما برگردانی ساخته نشده — برای تمام غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرح این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانش نزدیک این بیت در دل غزلش:
متن کامل غزل ↗
- 1 بگو به گوش کسانی که نور چشم منند·که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
- 2 هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم·که غمزههای دلارام طبل حسن زنند
- 3 چو یار مست خرابست و روز روز طرب·به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند
- 4 به گوش هوش بگفتم به آب روی برو·که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند
- 5 ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش·کنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند
- 6 بگیر مطرب جانی قنینه کانی·نواز تنتن تنتن که جمله بیتو تنند
- 7 مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق·که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند
- 8 به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست·همه زنند به معنی ببین زنان چه زنند
- 9 به جان جمله جانها که هر کش آن جان نیست·همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
- 10 خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست·خسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند
ganjoor: sh913 · public domain