قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان› بیت ۱۸۸۹
M1:1889 — قطرهٔ علمست اندر جان من / وارهانش از هوا وز خاک تن
M1:1889
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این دانش اندکی که به من عطا کردهای، در معرض خطر امیال نفسانی و تعلقات جسمانی است؛ خداوندا، آن را از این خطرات حفظ کن.
این بیت، نیایشی است که در ادامهٔ ابیات پیشین میآید. مولانا پس از آنکه دانش و معرفت خود را به قطرهای تشبیه میکند که خداوند به او بخشیده و از او میخواهد که این قطره را به دریاهای بیکران علم الهی متصل کند، در اینجا به خطراتی اشاره میکند که این موهبت الهی را تهدید میکند.
«قطرهٔ علم» همان معرفت و شهود معنوی است که در روح سالک قرار داده شده است. اما این قطره آسیبپذیر است. دو دشمن اصلی آن عبارتند از: «هوا» و «خاک تن».
- هوا: در اینجا به معنای هوا و هوس، امیال نفسانی و خواستههای خودمحورانه است که همچون بادی مسموم، میتوانند این قطرهٔ زلال معرفت را بخشکانند و تبخیر کنند.
- خاک تن: اشاره به جسم و تعلقات مادی و دنیوی دارد. این تن خاکی، با جاذبهٔ خود، میتواند قطرهٔ دانش را در خود فرو برد و آن را ببلعد، همانطور که خاک خشک آب را به خود میکشد و ناپدید میکند.
بنابراین، این بیت دعایی است برای محافظت از سرمایهٔ معنوی انسان در برابر دو خطر بزرگ درونی: شهوات نفسانی و غلبهٔ جنبهٔ مادی وجود. مولانا از خدا میخواهد که این دانش را از این دو زندان آزاد کند تا بتواند به اصل خود، یعنی اقیانوس علم الهی، بپیوندد.
- وارهانش
- آن را رها کن، آزادش کن
- هوا
- هوا و هوس، امیال نفسانی
- خاک تن
- جسم مادی، کالبد خاکی، تعلقات دنیوی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.