قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها› بیت ۱۹۷۶
M1:1976 — ای بگشته زین طلب از کو بکو / چند گویی کین گلستان کو و کو
M1:1976
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
你向外苦苦追寻那神圣的花园,却不知道它就在你自身之内,你一直背负着它。
这句诗出自一个比喻:人的身体(或小我)如同一只骆驼,而人的精神或灵魂则是它背上的一束芬芳玫瑰。骆驼天性爱吃荆棘(象征世俗欲望),对背上的宝藏浑然不觉,反而到处去寻找食物。
鲁米在这里直接对追寻者喊话。你就像那只骆驼,为了“追寻”(طلب)灵性实相,从一条街(کو)到另一条街,四处奔波,不停地问:“那座精神的花园(گلستان)在哪里?”这声“在哪儿,在哪儿”(کو و کو)既是焦急的询问,也与“街”(کو)的读音形成了巧妙的文字游戏。
这句诗的核心在于点明一种根本性的错位:我们向外寻求的,其实一直都在我们内在。就像骆驼背负着玫瑰却去啃食沙地里的蒺藜,追寻者也常常忽略了自身内在的神圣临在,而去外部世界苦苦寻觅。鲁米提醒我们,真正的旅程是向内的,我们必须意识到自己已经拥有的宝藏。
- کو بکو
- 从一条街到另一条街;逐街逐巷地。这里指为了寻找某物而四处奔波、不停游荡。
- کو
- (疑问词)哪里?在哪里?在诗句末尾重复使用,强调了一种焦急、持续的追问。
ای سالکی که برای یافتن حقیقت معنوی، سرگردان به هر سو میروی، تا کی میخواهی جای آن «گلستان» را از دیگران بپرسی، در حالی که آن را در درون خود حمل میکنی؟
این بیت خطاب به سالک سرگشتهای است که در جستجوی حقیقت، عالم بیرون را زیر پا گذاشته است. مولانا با لحنی آمیخته به شفقت و عتاب به او یادآوری میکند که این جستجوی بیرونی بیهوده است. در ابیات قبل، وجود انسان به اشتری تشبیه شده که بر پشت خود «تنگ گلی» (نماد روح الهی و آن گلستان معنوی) را حمل میکند، اما طبع حیوانیاش او را به سمت خار و بیابان (دنیای مادی و امیال نفسانی) میکشاند.
بنابراین، پرسش مکرر «کو؟ کو؟» (کجاست؟ کجاست؟) نشانهٔ غفلت سالک از گنجی است که در درون خود دارد. او به جای توجه به درون و پرورش آن گلستان، در بیرون به دنبال نشانی از آن میگردد. مولانا او را به خودآگاهی و کشف حقیقت در باطن خویش فرامیخواند و هشدار میدهد که تا زمانی که «خار» تعلقات دنیوی در پای جانش خلیده، نمیتواند در این میدان جولان دهد و آن گلستان را بیابد.
- بگشته
- گشتهای، چرخیدهای، سرگردان شدهای
- زین طلب
- از این جستجو، در این راه طلب
- کو بکو
- کوچه به کوچه، همه جا
- کو
- کجاست؟
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.