قرائت دفتر ۱ بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود بیت ۲۰۷۷

M1:2077 — گر ترشح بیشتر گردد ز غیب / نه هنر ماند درین عالم نه عیب

گر ترشح بیشتر گردد ز غیبنه هنر ماند درین عالم نه عیب
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:2077

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر ریزش و جاری شدن بیشتر گردد از جهان غیب و ناپیدا، در این عالم نه هنر (فضیلت) باقی می‌ماند و نه عیب (رذیلت).

معنا: مولانا از نگاهی فراتر می‌گوید که اگر لطف و آگاهی غیبی بیشتر از حد جاری شود، ساختار این جهان که بر دوگانگی‌های اخلاقی بنا شده، از هم فرو می‌ریزد و تمایز میان خوب و بد از میان می‌رود.

شرح

این بیت در بطن یک بحث عمیق مولوی دربارهٔ ماهیت رذیلت «حسد» و جایگاه آن در نظام هستی قرار دارد. من بارها گفته‌ام که ما در اندیشه‌های عارفان، و به‌ویژه در مثنوی مولانا، با دو سطح از نگاه مواجهیم: یک «نگاه درجه اول» که وظایف اخلاقی ما را بیان می‌کند، و یک «نگاه درجه دوم» که به توصیف چگونگی ادارهٔ جهان می‌پردازد. در نگاه اول، بی‌شک حسد رذیلتی‌ست قبیح و مولوی نیز آن را محکوم می‌کند؛ ریشه‌های آن را در خودشیفتگی، زیادت‌خواهی و بدخواهی می‌بیند و ما را به دوری از آن فرامی‌خواند.

اما در «نگاه درجه دوم»، که این بیت تجلی آن است، مولانا از منظر خداوند به هستی می‌نگرد. در این سطح، حسد و حرص و دیگر رذایل، صرفاً شرور فردی نیستند، بلکه ارکان و ستون‌های پایداری این جهان‌اند. مولوی با غزالی هم‌عقیده است که خداوند جهان را با غفلت مردمانش اداره می‌کند؛ اگر مردم چشمانشان کاملاً به حقایق باز شود و از زنجیر غفلت رهایی یابند، دیگر زندگی به این شیوه ممکن نخواهد بود. نظام کنونی هستی بر همین غفلت و محدودیت آگاهی استوار است. اگر پرده‌ها کاملاً کنار روند، این جهان دیگر آن جهانی که می‌شناسیم، نیست.

همین منطق دربارهٔ «هنر» و «عیب»، یا «فضیلت» و «رذیلت» نیز صادق است. این بیت می‌گوید: «زان جهان اندک ترشح می‌رسد / تا نخیزد زین جهان حرص و حسد». یعنی فقط مقدار اندکی از حقایق و آگاهی‌های عالم غیب به این دنیا ترشح می‌کند تا حرص و حسد (و به تبع آن، دیگر رذایل و فضایل) از این عالم رخت برنبندد. اگر این ترشح و ریزش فیض از عالم غیب، که من آن را «فیض هوشیاری» می‌نامم، بیشتر شود، آنگاه دیگر نه «هنر»ی باقی می‌ماند و نه «عیب»ی. به این معنا که دوگانگی‌های اخلاقی که ستون فقرات زندگی بشری و نظام اجتماعی ما را تشکیل می‌دهند، فرو می‌ریزند. دیگر «خوب» و «بد» معنای فعلی خود را نخواهند داشت و این عالم، دیگر این عالم نخواهد بود. این توصیف یک نظام کیهانی‌ست، نه یک دستورالعمل اخلاقی.

این نکته‌ای‌ست که در بحث سرمایه‌داری نیز به آن اشاره کرده‌ام؛ آتش‌دان سرمایه‌داری، طمع و حرص است. با اینکه از منظر اخلاقی، قناعت را می‌ستاییم و حرص را نکوهش می‌کنیم، اما از منظری توصیفی می‌بینیم که نظام سرمایه‌داری بر همین حرص بنا شده است و بدون آن از هم می‌پاشد. این مثال نشان می‌دهد که چگونه برخی از آنچه ما از منظر فردی «عیب» می‌پنداریم، از منظر کیهانی و جامعه‌شناختی می‌توانند ارکان ادارهٔ جهان باشند. این همان نگاه حافظ نیز هست که می‌گفت: «غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل / شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد». حسد، در این نگاه عمیق‌تر، گاهی خیر می‌رساند و گاهی شر، و تا روز قیامت یکی از مشعل‌هایی‌ست که این جهان را روشن و گرم نگه می‌دارد. این بیت دعوت به بی‌اخلاقی نیست، بلکه توصیفی ژرف از شرایط پایداری این عالم با همهٔ نقایص و تضادهایش است.

نکات کلیدی

  • مولانا در اینجا دو سطح نگاه را به هم می‌آمیزد: «اخلاق فردی» (نهی از حسد) و «فلسفهٔ کیهانی» (تبیین جایگاه حسد در نظام هستی).
  • این بیت نمایانگر «نگاه درجه دوم» مولاناست که توصیفی از چگونگی ادارهٔ جهان است، نه دستوری برای عمل فردی.
  • اگر فیض و آگاهی غیبی بیش از حد به این جهان سرازیر شود، تمایزات اخلاقی (هنر و عیب) از بین می‌روند و این عالم دیگر این عالم نخواهد بود.
  • وجود رذایل و فضایل در این جهان، محصول ترشح محدود فیض از عالم غیب است؛ این محدودیت، ستون پایداری این دنیاست.
  • این بینش به درک رومی از نقش «غفلت» در ادارهٔ جهان توسط خداوند گره خورده است.
  • همانند حرص در نظام سرمایه‌داری، برخی «عیوب» از منظر کیهانی می‌توانند ارکان ضروری برای بقای سیستم باشند، هرچند از منظر اخلاقی محکوم‌اند.

Sources: d1-s35 · 00:57:58 d1-s35 · 00:59:16 d1-s35 · 01:00:23 d1-s35 · 01:01:40 d1-s35 · 01:03:00 d1-s35 · 01:05:10 d1-s35 · 01:09:00 d1-s35 · 01:10:30

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.