قرائت دفتر ۱ بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد بیت ۲۱۸۱

M1:2181 — چون یقین گشتش؛ که غیر پیر نیست / گفت: در ظلمت دلِ روشن بسی است

چون یقین گشتش؛ که غیر پیر نیستگفت: در ظلمت دلِ روشن بسی است
وقتی برایش مسلم شد که جز آن پیرمرد کسی آنجا نیست،با خود گفت: «چه بسیار دل‌های نورانی که در تاریکی پنهان مانده‌اند.»
عمر پس از جستجوی فراوان، وقتی مطمئن شد که آن بندهٔ خاص خدا همین پیر چنگی است، به این حقیقت پی برد که در گمنامی و ظاهرِ ناپسند هم می‌توان انسان‌هایی با باطن روشن و ارزشمند یافت.

M1:2181

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.