قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب› بیت ۲۷۳۹
M1:2739 — که نگهدار آب ما را از خسان / یا رب آن گوهر بدان دریا رسان
M1:2739
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، دعای خالصانهٔ همسر مرد عرب است که از خداوند میخواهد هدیهٔ ناچیزشان (آب باران) را از گزند راهزنان حفظ کند و آن «گوهر» را به سلامت به «دریا» (خلیفه) برساند.
این بیت بخشی از داستان مرد عرب بادیهنشینی است که کوزهای آب باران را به عنوان هدیهای گرانبها برای خلیفه به بغداد میبرد. همسر او که از ارزش ناچیز این هدیه در شهری کنار رود دجله بیخبر است، با ایمانی کامل و از روی نیاز، به نماز میایستد و برای سلامت این هدیه دعا میکند.
در دعای او، دو استعارهٔ کلیدی وجود دارد: ۱. «گوهر»: او آب باران، که در بیابان کمیاب و حیاتی است، را همچون گوهری گرانبها میبیند. این نشاندهندهٔ نهایت ارزشگذاری او بر اساس داشتهها و باورهای خالصانهٔ خویش است. ۲. «دریا»: خلیفه به دریایی از بخشش و عظمت تشبیه شده است. این استعاره در ادبیات فارسی رایج است و پادشاهان و بزرگان را به دلیل سخاوت بیپایانشان به دریا مانند میکنند.
بنابراین، این دعا اوج سادگی و صداقت این زن را نشان میدهد. او با تمام وجود آرزو میکند که این «گوهر» (قطره) به «دریا» (خلیفه) بپیوندد و از گزند «خسان» (راهزنان و حوادث) در امان بماند. مولانا از این دعای ساده برای به تصویر کشیدن قدرت نیت خالص و اعتقاد قلبی بهره میبرد که در ادامهٔ داستان، موجب پذیرفته شدن هدیه و اکرام مرد عرب میشود.
- خسان
- انسانهای پست، فرومایه، بدذات
- گوهر
- مروارید، سنگ قیمتی؛ در اینجا استعاره از آب باران
- بدان
- به آن
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.