قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را› بیت ۲۷۹۹
M1:2799 — باز آید سوی دام از بهر خور / ساعد شه یابد و اقبال و فر
M1:2799
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
انسان گاهی به دنبال هدفی کوچک و مادی میرود، اما در این مسیر به مقصدی بسیار بزرگتر و معنوی دست پیدا میکند؛ همچون بازِ شکاری که برای طعمه بازمیگردد ولی بر دست پادشاه مینشیند.
این بیت در ادامهٔ ابیات پیشین، نمونهٔ دیگری از این حقیقت معنوی را بیان میکند که گاهی یک هدف کوچک و ظاهری، وسیلهای برای رسیدن به یک موهبت بزرگ و غیرمنتظره میشود. مولانا در اینجا از تمثیل بازِ شکاری استفاده میکند.
بازِ شکاری برای گرفتن طعمه و غذا (خور) به سوی دست صاحبش که به نوعی «دام» محبت اوست، بازمیگردد. انگیزهٔ اولیهٔ پرنده، یک نیاز مادی و غریزی است. اما آنچه در نهایت نصیبش میشود، چیزی فراتر از غذاست: او بر ساعد پادشاه مینشیند که نماد اوج عزت، افتخار و نزدیکی به قدرت است. این جایگاه، برای او «اقبال و فر» (بخت و شکوه) به همراه میآورد.
این تمثیل، حال سالکی را وصف میکند که شاید با نیت کسب بهرهای دنیوی یا کرامتی کوچک قدم در راه میگذارد، اما جاذبهٔ معشوق حقیقی او را به جایگاهی میرساند که هرگز تصور نمیکرد. همانطور که در ابیات قبل، موسی برای آتش رفت و نور الهی را یافت، و اعرابی برای دینار آمد و مستِ دیدار خلیفه شد، باز شکاری نیز به هوای طعمه میآید و به همنشینی با شاه میرسد. «دام» در اینجا معنایی مثبت دارد و همان جاذبهٔ الهی است که انسان را به سوی خود میکشد.
- خور
- خوراک، غذا، طعمه
- ساعد
- مچ، بازو، فاصلهٔ بین آرنج و مچ دست
- شه
- مخفف شاه، پادشاه
- اقبال
- بخت، خوشبختی، سعادت
- فر
- شکوه، جلال، عظمت
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.