قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه› بیت ۲۸۳۴
M1:2834 — لطف عقل خوشنهاد خوشنسب / چون همه تن را در آرد در ادب
M1:2834
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
همانطور که لطف الهی بر کل وجود انسان اثر میگذارد، لطف و هدایت یک عقل اصیل و پاکنهاد نیز تمام اعضا و قوای بدن را مؤدب و منضبط میسازد.
این بیت در ادامهی توضیح این اصل است که یک منبع پاک و اصیل، تمام اجزای وابسته به خود را پاک و اصیل میگرداند. مولانا پیش از این، تأثیر پادشاه نیکسیرت بر رعیت و تأثیر لطف خداوند بر جان انسان را مثال زده بود. اکنون به یک مثال درونیتر و ملموستر میپردازد: تأثیر «عقل» بر «تن».
در اینجا «عقل» صرفاً به معنای هوش و ذکاوت نیست، بلکه به «عقل کلی» یا آن قوهٔ الهی و نورانی در وجود انسان اشاره دارد که راهنمای او بهسوی حقیقت است. مولانا این عقل را «خوشنهاد» (دارای سرشت نیک) و «خوشنسب» (دارای تباری اصیل) میخواند، زیرا معتقد است که ریشه در عالم بالا و منبع الهی دارد. وقتی این عقلِ شریف و نورانی بر وجود انسان حاکم شود، لطف و جاذبهاش تمام قوای جسمانی و نفسانی (کل تن) را تحت فرمان خود درمیآورد و آنها را مؤدب به «ادب» الهی میکند. «ادب» در اینجا به معنای نظم، هماهنگی، وقار و قرار گرفتن هر چیز در جای شایستهی خویش است. در واقع، حاکمیت عقل الهی، آشفتگیهای نفس را به آرامش و انضباط معنوی بدل میکند.
این بیت، تقابل زیبایی با بیت بعدی میسازد که در آن، «عشق» تمام تن را به «جنون» میکشاند. مولانا با این مقایسه، دو مسیر بزرگ سلوک و دو نیروی عظیم حاکم بر وجود انسان را در کنار هم قرار میدهد: راه عقل که به ادب و انضباط میانجامد و راه عشق که به جنون و بیقراری.
- لطف
- در اینجا به معنای زیبایی، جاذبه، تأثیر نیکو و دلنشین است.
- خوشنهاد
- نیکسرشت، پاکطینت، کسی که ذات و طبیعت خوبی دارد.
- خوشنسب
- اصیل، نجیبزاده، دارای اصل و ریشهٔ نیکو.
- در آرد
- درآورد، وارد کند، بکشاند.
- ادب
- نظم، انضباط، تربیت صحیح، آراستگی، قرار گرفتن در جایگاه درست.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.