قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو› بیت ۲۹۰۵
M1:2905 — این حکایت گفته شد زیر و زبر / همچو فکر عاشقان بی پا و سر
M1:2905
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این حکایت به شیوهای نامنظم و بدون ترتیب ظاهری روایت شد، درست مانند اندیشههای یک عاشق که از منطق و ساختار معمول پیروی نمیکند.
مولانا در این بیت به شیوهی روایتگری خود اشاره میکند و آن را به «فکر عاشقان» تشبیه میکند. داستان مرد عرب و خلیفه، مانند بسیاری از داستانهای مثنوی، به صورت خطی و منظم پیش نمیرود، بلکه پر از پرشهای تداعیگونه، نکات عرفانی و تفسیرهای معنوی است. این پراکندگی و نداشتن آغاز و پایان مشخص (بی پا و سر)، از نظر مولانا یک ویژگی است، نه یک نقص.
اندیشهی عاشق نیز همینگونه است؛ در بند زمان و مکان و منطق نیست. از ازل میآید و به ابد میپیوندد. به همین ترتیب، این حکایت نیز صرفاً یک داستان تاریخی نیست، بلکه حقیقتی ازلی و ابدی را بیان میکند که به عالم معنا تعلق دارد، نه به ترتیب و توالی دنیای مادی. مولانا از خواننده میخواهد که به دنبال ساختار ظاهری داستان نباشد، بلکه مانند یک عاشق، در معنای بیکران آن غرق شود.
- زیر و زبر
- واژگون، درهمریخته، از اول تا آخر، با تمام جزئیات
- بی پا و سر
- بدون آغاز و پایان، بیاساس، نامنظم
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.