قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو› بیت ۲۹۰۷
M1:2907 — بلک چون آبست هر قطره از آن / هم سرست و پا و هم بی هر دوان
M1:2907
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این داستان مانند آب است که هر جزء آن (هر قطره) عینِ کل آن است؛ در نتیجه، هم میتوان برایش آغاز و پایانی در نظر گرفت و هم میتوان آن را حقیقتی یکپارچه و بیابتدا و بیانتها دانست.
مولانا در بیتهای پیشین، داستانی را که تعریف کرده (حکایت مرد عرب و همسرش) به «فکر عاشقان» تشبیه میکند که «بی پا و سر» است؛ یعنی آغاز و پایان مشخصی ندارد، زیرا از ازل تا ابد ادامه دارد. این بیت آن تشبیه را با استعارهای دیگر روشنتر میسازد.
او میگوید این داستان مانند آب است. هر قطرهی آب، خودِ آب است و تمام خواص آن را در خود دارد. به همین شکل، هر جزء از این داستان نیز کل حقیقت آن را در خود نهفته دارد. از یک نگاه، هر قطره یک واحد مجزاست که میتوان برایش «سر» (آغاز) و «پا» (پایان) در نظر گرفت. اما از نگاهی دیگر، همین قطره جزئی از یک اقیانوس بیکران است که نه آغازی دارد و نه پایانی. در واقع، این داستان، مانند کل وجود، یک حقیقت واحد و یکپارچه است که در نگاه ظاهری به اجزای گوناگون و زمانمند تقسیم شده، اما در باطن، واقعیتی ازلی و ابدی و فراتر از زمان است. مولانا با این بیت، خواننده را از دیدن داستان به عنوان یک حکایت صِرف، به دیدن آن به عنوان «نقد حال» و آینهای از حقیقت کلی وجود دعوت میکند.
- بلک
- بلکه
- آبست
- آب است
- از آن
- منظور از «آن»، حکایت یا داستانی است که در ابیات قبل به آن اشاره شده است.
- سرست و پا
- سر و پا دارد، کنایه از داشتن آغاز و پایان مشخص
- بی هر دوان
- بدون هر دوی آنها (یعنی بدون سر و پا)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.