قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بینیازی از آن هدیه و از آن سبو› بیت ۲۹۱۳
M1:2913 — جزو کل نی جزوها نسبت به کل / نی چو بوی گل که باشد جزو گل
M1:2913
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
رابطهی اجزای عالم با کل (خدا) یک رابطهی نسبی و اعتباری است، نه یک رابطهی ذاتی و حقیقی مانند بوی گل به گل.
مولانا در اینجا به یک نکتهی دقیق فلسفی و عرفانی اشاره میکند. او میگوید داستان خلیفه و مرد عرب، فقط یک قصه نیست، بلکه «نقد حال» ماست؛ یعنی همهی شخصیتها و عناصر داستان (مرد عرب، سبو، خلیفه) جنبههای گوناگون وجود ما هستند. این اجزای مختلف، در کنار هم یک «کل» را میسازند.
اما این اجزا چگونه با کل مرتبطاند؟ مولانا دو نوع «جزء» را از هم تفکیک میکند:
-
جزء حقیقی: مانند بوی گل که جزئی جداییناپذیر از خود گل است. بوی گل از ذات گل برمیآید و نمیتوان آن دو را واقعاً از هم جدا کرد. این نوع جزء، عین کل است و در آن حل شده است.
-
جزء اعتباری (نسبی): مانند اجزای این داستان یا اجزای عالم کثرت. اینها فینفسه «کل» نیستند، بلکه هویت و معنای خود را فقط در «نسبت» با کل پیدا میکنند. عقل، نفس، و دیگر قوای انسانی، خودشان حقیقت مطلق نیستند، بلکه جلوههایی هستند که در ارتباط با یکدیگر و در نسبت با آن حقیقت واحد (کل) معنا مییابند. این اجزا، مانند رنگها و اشکال مختلفی هستند که در کنار هم یک تصویر کامل را میسازند، اما هیچکدام به تنهایی کل تصویر نیستند. این نگاه، راهی است برای فهم وحدت در عین کثرت.
- جزو کل نی
- جزء، خودِ کل نیست.
- نسبت به کل
- در ارتباط با کل، در نسبت با کل معنا مییابد.
- نی چو
- مانندِ ... نیست.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.