قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی› بیت ۲۹۵۵
M1:2955 — غولت از ره افکند اندر گزند / از تو داهیتر درین ره بس بدند
M1:2955
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت هشدار میدهد که بدون راهنما، وسوسههای شیطانی (غول) حتی هوشمندترین سالکان را نیز از مسیر معنوی منحرف کرده و به نابودی میکشاند.
مولانا در این بخش از مثنوی بر ضرورت حیاتی «پیر» یا راهنمای معنوی تأکید میکند. او راه سلوک را به سفری پرخطر در بیابانی ناشناخته تشبیه میکند که سالک به تنهایی از آن عبور نتواند کرد.
در این بیت، «غول» نمادی از نیروهای فریبنده و گمراهکننده است؛ این نیروها میتوانند وسوسههای نفسانی، تردیدهای ذهنی، یا هر صدای درونی و بیرونی باشند که انسان را از مسیر حقیقت دور میکنند. مولانا هشدار میدهد که این غول، سالک تنها را به «گزند» و هلاکت میکشاند.
نکتهی کلیدی در مصراع دوم نهفته است: مولانا به سالک یادآوری میکند که غرور و اتکا به هوش و ذکاوت شخصی، خود یکی از بزرگترین دامهاست. او میگوید بسیاری انسانهای «داهیتر» و زیرکتر از تو در این راه بودهاند که چون راهنما نداشتهاند، فریب خورده و نابود شدهاند. بنابراین، هوش و دانش عقلی بهتنهایی برای پیمودن این مسیر کافی نیست و حتی میتواند به ابزاری برای خودفریبی تبدیل شود. این بیت در واقع دعوتی است به فروتنی و تسلیم در برابر راهنمایی که پیش از تو این راه را پیموده و از خطرات آن آگاه است.
- غول
- موجودی افسانهای و بیابانگرد که مسافران را گمراه میکند؛ در اینجا نماد نیروهای شیطانی و وسوسههای نفسانی است.
- گزند
- آسیب، زیان، خطر، هلاکت.
- داهی
- بسیار باهوش، زیرک، هوشمند، مکار.
- بس
- بسیار، خیلی، فراوان.
- بدند
- بودند (شکل کهن فعل بودن).
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.