قرائت دفتر ۱ بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان بیت ۳۱۹

M1:319 — چون بسی ابلیسِ آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست

چون بسی ابلیسِ آدم‌روی هستپس به هر دستی نشاید داد دست
از آنجا که شیطان‌های انسان‌نمای بسیاری وجود دارند،پس نباید به سادگی به هر کسی دست دوستی و اعتماد سپرد.
این بیت هشدار می‌دهد که فریب ظاهر انسان‌ها را نخوریم، زیرا بسیاری از افراد بدطینت و شیطان‌صفت در لباس آدمی ظاهر می‌شوند و نباید به هر کسی اعتماد کرد.

M1:319

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون بسیار شیطانِ آدم‌نما هست، پس به هر دستی نباید دست داد (اعتماد کرد).

معنا: این بیت به ما می‌آموزد که فریب ظاهر آدمیان را نخوریم؛ زیرا بسیاری از بداندیشان و شیاطین در هیبت انسان ظاهر می‌شوند و نباید به هر کسی اعتماد کرد.

شرح

مولانا، با پیوندِ کلامیِ بی‌نظیرش، این بیت عمیق را بلافاصله پس از بیتی می‌آورد که می‌گوید آب تلخ و شیرین هر دو ممکن است صاف و زلال به نظر آیند. این تمثیل، کلیدی است برای فهم جهانِ آدمیان. من بارها تأکید کرده‌ام که نباید بر ظواهرِ افراد داوری کرد؛ زیرا همان‌طور که ممکن است آبی گوارا و صاف باشد اما طعمی تلخ داشته باشد، بسیاری از آدم‌ها نیز چنین‌اند. آنها ظاهری انسانی و چه بسا دلنشین دارند، اما باطنی تاریک و ابلیس‌گونه.

«ابلیس آدم‌روی» تعبیری بسیار دقیق و کوبنده است. منظور مولانا صرفاً شیاطین جنّی نیستند که شکل آدمی به خود می‌گیرند؛ بلکه سخن از انسان‌هایی است که ذاتاً یا بر اثر فساد، به خوی شیطانی آلوده‌اند و این خوی را در پسِ چهره‌ای آشنا و انسانی پنهان می‌کنند. من این را در جای دیگری هم توضیح داده‌ام که بسیاری از روحانی‌نماها، جسمانی هستند و بسیاری از جسمانی‌نماها، روحانی. اینجاست که باید «به اعماق نظر کرد و زیرکی نمود و از ظاهربینی گریخت.» مولانا به ما هشدار می‌دهد که نه هر دستی را شایسته اعتماد و دوستی بدانیم. این دست‌ها ممکن است در داخل دستکش‌های زیبا و فریبنده پنهان شده باشند، اما ماهیتشان دستِ ابلیس است.

این گمراهی تنها در حوزهٔ اخلاق و تعاملات انسانی نیست؛ بلکه حتی در فهم پدیده‌های بزرگ‌تری مانند معجزه و سحر نیز رخ می‌دهد. مردمان ظاهربین، چون معجزه و سحر هر دو آثاری غیرعادی از خود نشان می‌دهند، هر دو را بر مبنای مکر و حیله می‌پندارند. آنان پیامبران را ساحر می‌خوانند، چرا که نمی‌توانند از سطحِ ظاهر عبور کنند و به عمقِ تفاوتِ آن دو پی ببرند. همین ظاهربینی است که مانع می‌شود مردم، انسان‌های غیرمتعارف و برجسته، از جمله اولیا و پیامبران را درک کنند. این افراد باطن‌بین، از دیدِ ظاهربینان، دیوانه، ساحر یا کاهن جلوه می‌کنند، چرا که رفتار و گفتارشان از معیارهای متوسط و «نرمال» فراتر می‌رود. مولانا با این بیت، نه تنها به ما نسبت به اغوای ابلیس‌های آدم‌نما هشدار می‌دهد، بلکه ما را به تأمل در سطحی‌ترین و عمیق‌ترین سطوح ادراکمان فرا می‌خواند: اینکه آیا ما خودمان ظاهربین نیستیم و جهان را تنها در سطحِ ظاهر می‌بینیم؟

نکات کلیدی

  • ظاهر افراد می‌تواند فریبنده باشد؛ بسیاری از شرارت‌ها در پسِ سیمای انسانی پنهان شده‌اند.
  • اعتماد کردن بی‌ملاحظه به دیگران، راه را برای آسیب و گمراهی می‌گشاید.
  • تشخیص حقیقتِ باطنی افراد مستلزم زیرکی و بصیرت است؛ نه صرفاً نگاه به ظاهر.
  • همان‌طور که آب تلخ و شیرین هر دو صاف به نظر می‌رسند، نیک و بد نیز می‌توانند ظاهری یکسان داشته باشند.
  • مولانا ما را به باطن‌بینی و فراتر رفتن از قضاوت‌های سطحی فرا می‌خواند.

Sources: d1-s23 · 00:03:40 d1-s23 · 00:05:57 d1-s24 · 00:46:06

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.