قرائت دفتر ۱ بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب بیت ۳۳۹

M1:339 — شاه، از حِقْدِ جُهودانه چنان / گشت اَحوَل، کَالْاَمانْ یا رَب اَمان

شاه، از حِقْدِ جُهودانه چنانگشت اَحوَل، کَالْاَمانْ یا رَب اَمان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:339

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شاه، از کینه و بدخواهیِ متعصبانهٔ یهودوار [یا بسیار لجوجانه] چنان کج‌بین شد که آدم می‌گوید پناه بر خدا، ای پروردگار، پناه! معنا: از شدت تعصب و کینه‌ای شدید و عنادورزانه، ادراک پادشاه چنان دچار انحراف گشت که حقیقت را وارونه می‌دید و به سبب این کج‌بینی، دست به ستمی عظیم زد.

شرح

مولانا در اینجا، شاهی را به تصویر می‌کشد که از «حِقْدِ جُهودانه» چنان «اَحوَل» گشته که پناه بر خدا، از ظلم او چه پناهی می‌توان جست. «حقد جهودانه» در اینجا به معنای کینه و بدخواهیِ سخت و لجوجانه است، نه لزوماً اشاره‌ای مستقیم به قوم یهود، بلکه وصفی است از تعصب و عنادی کور که دیدِ فرد را تباه می‌کند. این حقد، در ادامهٔ بحث پیشین مولانا دربارهٔ قاضی رشوت‌خوار، همان بیماری درونی است که چشم جان را کج‌بین (اَحوَل) می‌سازد؛ کسی که احول است، یک چیز را دو چیز می‌بیند، یا آن را کج و معوج می‌بیند. شاهِ قصه، بر اثر این کج‌بینی باطنی، دیگر قادر به تشخیص ظالم از مظلوم نیست و در سایهٔ توهمِ دفاع از دین موسی، هزاران مؤمن مظلوم را به قتل می‌رساند. این، نهایتِ تباهی در حکومت است: آنجا که کج‌بینی درونی حاکم، نه تنها او را از دیدن حقیقت بازمی‌دارد، بلکه دین و آیین را هم ابزاری برای توجیه خونریزی و ستمگری می‌سازد.

مولانا سپس به وزیر این شاه اشاره می‌کند که وزیری «گبر» (بدنهاد و بی‌دین، نه لزوماً زرتشتی) و «اشوه‌ده» (مکار و فریبکار) است. این وزیر چنان چیره دست در نیرنگ است که «بر آب از مکر بربستی گره». گره زدن بر آب، کنایه از اوج مکر و حیله‌گری است؛ چیزی که در ظاهر محال می‌نماید، اما مکاران آن را ممکن می‌سازند. من خود بارها گفته‌ام که این مکر، در زمانهٔ ما خود را به شکل تکنولوژی نشان می‌دهد؛ تکنولوژی، تجلی عینی همان مکاری و گره زدن بر آب است. این تصویر نشان می‌دهد که چگونه ادراک کج حاکم، راه را برای مکر وزیران باز می‌کند و یک حکومت را به کلی فاسد می‌سازد؛ جایی که نه پادشاه درست می‌بیند و نه مشاورانش جز به نیرنگ و فریب مشغول‌اند. مولانا با این تمثیل‌ها، ریشه‌های فساد درونی حکومت‌ها و انسان‌ها را، که از کج‌بینی و حقد سرچشمه می‌گیرد، به زیبایی واکاوی می‌کند.

نکات کلیدی

  • کینه و تعصب کور (حقد جهودانه) چشم باطن را کج‌بین (احول) ساخته و حقایق را وارونه می‌نمایاند.
  • حاکمی که دیدش احول گشته، به نام دین و حق، دست به ظلم و کشتار بی‌گناهان می‌زند.
  • فساد درونی حاکمان، مکارترین وزیران را جذب و زمینه را برای گسترش مکر و حیله‌گری فراهم می‌کند.
  • مولانا با واژگانی چون «جهودانه» و «گبر»، به بدنهادی و لجاجت اخلاقی اشاره می‌کند، نه لزوماً به قومیت یا دین خاصی.
  • مکر و حیله‌گری می‌تواند به حدی رسد که «بر آب گره ببندد»، یعنی محالات را ممکن سازد، همانند تکنولوژی در عصر حاضر.

Sources: d1-s29 · 40:59 d1-s29 · 41:58

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.