قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه› بیت ۵۲۵
M1:525 — گر نبودی کور زو بگداختی / گرمی خورشید را بشناختی
M1:525
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اینکه ما حقیقت کامل خداوند را درک نمیکنیم، همچون کوری است که از ما در برابر گرمای خورشید محافظت میکند؛ اگر این حجاب نبود، از شدت تجلی او نابود میشدیم.
مولانا در بیت پیش، هستی و وجود محدود ما را در برابر هستی مطلق خداوند، «کور و کبود» توصیف میکند. این بیت، بخش اول آن تشبیه، یعنی «کوری» را توضیح میدهد.
این «کوری» یک نقص صرف نیست، بلکه نوعی رحمت و محافظت است. ما انسانها به دلیل محدودیتهای وجودی خود، توانایی رویارویی مستقیم با حقیقت بینهایت الهی را نداریم. همانطور که چشم غیرمسلح نمیتواند مستقیماً به خورشید خیره شود، روح ما نیز تاب تحمل تجلی کامل حق را ندارد. اگر این حجابِ «کوری» یا غفلت نبود و ما میتوانستیم «گرمی خورشید» حقیقت را بیواسطه درک کنیم، وجود فردی و تعین ما همچون موم در برابر آتش «بگداختی» و ذوب میشد.
بنابراین، این ناتوانی در شناخت کامل، سپری است که خداوند برای حفظ ما قرار داده است. این کوری، شرط بقای ما در این جهان مادی است تا بتوانیم به تدریج و به اندازه ظرفیت خود به سوی آن حقیقت حرکت کنیم، نه اینکه در اولین مواجهه با آن محو و نابود شویم.
- بگداختی
- ذوب میشدی، آب میشدی، نابود میشدی
- زو
- مخفف «از او»؛ در اینجا منظور از تجلی خداوند است
- کور
- نابینا؛ در اینجا استعاره از ناتوانی در درک کامل حقیقت الهی
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.