قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم› بیت ۵۶۸
M1:568 — میدهد دل مر ترا کین بیدلان / بی تو گردند آخر از بیحاصلان
M1:568
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
پیروان وزیر به او التماس میکنند: «آیا وجدانت قبول میکند که ما، عاشقانت، اگر تو ما را رها کنی، در نهایت به پوچی و تباهی برسیم؟»
این بیت بخشی از استغاثه و التماس مریدانی است که فریب وزیر مکار را خوردهاند. وزیر برای اجرای نقشهٔ خود مبنی بر گمراه کردن آنان، به بهانهٔ فرمان الهی در غاری معتکف شده و خود را از ایشان پنهان کرده است. مریدان که عمیقاً به او وابسته شدهاند، در اطراف غار جمع شده و با زاری از او میخواهند که بازگردد.
در این بیت، آنان مستقیماً احساسات و وجدان او را هدف قرار میدهند. با به کار بردن عبارت «میدهد دل مر ترا»، میپرسند که آیا قلب تو راضی میشود و به تو اجازه میدهد که چنین سرنوشت تلخی را برای ما رقم بزنی؟ خود را «بیدلان» میخوانند، یعنی کسانی که دل خود را به تو باختهاند و اکنون بیاختیار و عاشقاند. نهایت نگرانی خود را نیز با عبارت «بیحاصلان» بیان میکنند؛ یعنی اگر تو نباشی، تمام زندگی و تلاش معنوی ما بیثمر و پوچ خواهد شد و به هیچ نتیجهای نخواهیم رسید. این کلام، اوج وابستگی عاطفی و معنوی مریدان به شیخی را نشان میدهد که در واقع دامی برای نابودی آنان پهن کرده است.
- میدهد دل مر ترا
- آیا دلت رضایت میدهد؟ آیا وجدانت قبول میکند؟ (ساختار کهن)
- بیدلان
- عاشقان، شیفتگان، کسانی که دل خود را از دست دادهاند
- بیحاصلان
- کسانی که عمرشان بینتیجه مانده، ناکامان، بیثمرها
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.