قرائت دفتر ۱ بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر بیت ۶۱۱

M1:611 — بادِ ما و بودِ ما از دادِ توست / هستی ما جمله از ایجادِ توست

بادِ ما و بودِ ما از دادِ توستهستی ما جمله از ایجادِ توست
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M1:611

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دمندگی و هستی ما هر دو از عطای توست؛ تمام وجود ما از آفرینندگی تو سرچشمه می‌گیرد. معنا: این بیت بیانگر آن است که هرچه در وجود داریم، از نفس حیات گرفته تا اصل هستی، همگی هدیه‌ای از جانب خداوند و ناشی از آفرینش اوست.

شرح

این بیت، تبلور یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های توحیدی مولاناست که در جای‌جای مثنوی، و به ویژه در شرحِ حکایت نی، آن را بسط داده است. من، در این‌جا، تأکید می‌کنم که «نی» نه فقط یک آلت موسیقی، بلکه نمادی است از «نَه» بودن ما. به معنای دقیق وجودشناسانه، ما عدم هستیم که لباس هستی پوشیده‌ایم. در واقع، با انتخاب همین نماد نی، مولانا به فنای ذاتی خویش و همه ممکن‌الوجودها اقرار می‌کند.

این‌که می‌گوید «بادِ ما و بودِ ما از دادِ توست»، یعنی هم «دم» (باد) که حیات را به ما می‌بخشد، و هم «وجود» (بود) که اساس هستی ماست، تماماً هدیه‌ای است از جانب خداوند. ما به خودی خود، «توخالی» هستیم — توخالی به معنای وجودی، نه اخلاقی. باید از وجود او پُر شویم تا تحققی یابیم؛ وگرنه، فی‌نفسه، عدمیم.

مولانا این حقیقت را در بیتی دیگر که ناظر به همین معناست، به روشنی بیان می‌کند: «ما عدم‌هاییم و هستی‌ها نما / تو وجود مطلقی هستی ما». این بیت مورد بحث، در واقع، شرحی است بر این جمله مرکزی. او در ادامه، تمثیل «شیر علم» (شیرِ روی پرچم) را می‌آورد تا توحید افعالی را شرح دهد: «ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم». ما ظاهراً فاعل کارها هستیم، اما همچون شیری بر پرچم، حرکت و حمله‌مان ناشی از «بادِ ناپیدا»ی حق است. این باد، مثل وجود خدا، دیده نمی‌شود، ولی منشأ تمام حرکات و حملات ماست.

نکته مهم اینجاست که این سخن مولانا، به هیچ وجه به معنای «جبر» نیست. خود او در ادامه، در دفع همین توهم جبر می‌گوید: «این نه جبر، این معنی جباری است / ذکر جباری برای زاری است». یعنی این اقرار به «جباریت» حق است، نه سلب اختیار از ما. ما ممکن‌الوجودیم و برای بودن و فعل‌مان، محتاج وجود مطلق هستیم. این، همان توحید افعالی است که در عرفان ما، جایگاهی بس بلند دارد. تمام هستی ما از ایجاد اوست، از اعطای اوست، نه از ذات مستقل ما.

نکات کلیدی

  • اصل وجود ما و حتی نفس کشیدن ما، همگی عطیه و بخشش محض الهی است.
  • ما، از نظر وجودی، توخالی و نیازمند به پر شدن از وجود مطلق حق هستیم.
  • حرکات و افعال ما، در نهایت، همچون حرکت پرچم توسط باد، از نیروی پنهان الهی سرچشمه می‌گیرد.
  • این سخن به معنای جبر نیست، بلکه اقرار به «جباریت» و قدرت مطلق خداوند است که باید به فروتنی به آن اذعان کرد.
  • تمام هستی ما از «ایجاد» و آفرینش دائمی خداوند است، نه از ذات مستقل ما.

Sources: d1-s04 · 01:25:25 d1-s04 · 01:26:38 d1-s04 · 01:29:28

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.