قرائت› دفتر ۲› بخش ۱ - سر آغاز› بیت ۱۰۸
M2:108 — چشم من چون سرمه دید از ذوالجلال / خانهٔ هستیست نه خانهٔ خیال
چشم من چون سرمه دید از ذوالجلالخانهٔ هستیست نه خانهٔ خیال
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی
M2:108
❋ ❋ ❋
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
عبدالکریم سروش
از درسگفتارهای مثنوی
شرح
جلسهٔ 32 — [35:24:00] مولانا و تردید در خیالات خود
خود مولوی در ابتدای دفتر دوم، حالا اگر انشاءالله این دوره ادامه پیدا کرد و به اونجا رسیدیم، اونجا میگوید که من، دقیقاً همین مطلب رو مطرح میکنه که من یافتههایی داشتم و با خودم میاندیشیدم که شاید من دارم خیالات میکنم. درسته؟ و میگوید که بعد یه کسی از درون من به من آواز داد که:
میگه من به یقین رسیدم که من خیال نمیکنم، من به هستی رسیدم، یعنی به واقعیت. من وجودم خانهٔ خیال نیست، چشم من خانهٔ خیال نیست، خانهٔ هستیست. و لذا اطمینان حاصل کردم.
❋
به زبانِ تو — AI
❋
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.