قرائت دفتر ۲ بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن بیت ۱۳۵۰

M2:1350 — چون به سرخی گشت همچون زر کان / پس انا النارست لافش بی زبان

چون به سرخی گشت همچون زر کانپس انا النارست لافش بی زبان
وقتی از حرارت سرخ شد، همچون طلای خالص از معدن،آنگاه بی‌آنکه زبانی داشته باشد، ادعایش این است: «من آتش هستم»
وقتی آهن در آتش گداخته و سرخ می‌شود، حال و زبانش یکی شده و بی‌نیاز از کلام، وجودش فریاد می‌زند که «من آتش هستم».

M2:1350

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.